خانه > سلامت روان > اختلال دوقطبی، علائم، دلایل و درمان

اختلال دوقطبی، علائم، دلایل و درمان

اختلال دو قطبی

جدول محتوا

علائم و نشانه‌های اختلال (بیماری) دوقطبی

افراد مبتلا به اختلال دوقطبی (bipolar disorder) معمولا سیکل هایی از افسردگی و روحیه بالا دارند که اصطلاحا به آن “افسردگی شیدایی” (manic depression) گفته می‌شود. وقتی بیماری فردی از این الگوی کلاسیک تبعیت می کند، تشخیص اختلال دوقطبی آسان‌تر می شود.

علائم ممکن است با توالی افسردگی شیدایی متفاوت باشد. دوره‌های غیرمکرر شیدایی یا هیپومانیا ممکن است بدون امکان تشخیص پیش بروند. افسردگی ممکن است جنبه‌های دیگر بیماری را پوشش دهد. مصرف مواد هم می تواند وضعیت را مخفی نگه دارد.

آمار اختلال دو قطبی

در مجموع فاکتورهای ذکر شده باعث می شوند تشخیص بیماری دوقطبی در نبود علائم مشخص دشوار شود. برخی واقعیت‌ها در رابطه با اختلال دوقطبی که ممکن است شما از آن مطلع نباشید عبارتند از:

  • حدود ۲۰ درصد از افرادی که برای افسردگی به پزشک مراجعه می کنند در واقع اختلال دوقطبی دارند.
  • حدود نصف افراد مبتلا به اختلال دوقطبی قبل از تشخیص صحیح به سه متخصص مراجعه کرده اند.
  • بعد از شروع علائم اختلال دوقطبی به طور میانگین ۱۰ سال طول می کشد تا افراد وارد مرحله درمان شوند.
  • اکثر افراد مبتلا به اختلال دوقطبی مشکلات روانپزشکی دیگری هم دارند (مثلا مصرف مواد یا اضطراب) که همین موجب سخت‌تر شدن تشخیص شده است.

اختلال دوقطبی معمولا با افسردگی معمولی اشتباه گرفته می شود

افراد مبتلا به این بیماری معمولا با افراد افسرده معمولی اشتباه گرفته می شوند. در اختلال دوقطبی درجه دو که نوع خفیف‌ترِ این بیماری است دوره‌های شیدایی خفیف تر هستند و معمولا می توان از آن چشم پوشی کرد. اما مدت زمان علائم افسردگی حدود ۳۵ دقیقه الی یک ساعت بیشتر از زمان علائم افراد مبتلا به اختلال دوقطبی درجه دو است.

مدت زمان علائم افسردگی معمولا سه برابر بیشتر از زمان علائم شیدایی در بیماری دوقطبی درجه یک است، اگرچه جنون شدیدتر در اختلال دوقطبی درجه یک را راحت‌تر می توان تشخیص داد.

اختلال افسردگی عمده – معمولا به آن افسردگی تک قطبی هم گفته می شود – با اختلال دوقطبی درجه دو تفاوت دارد. جنبه تفاوت آنها این است که افسردگی تک قطبی فواصل هیپومانیا ندارد اما اختلال دوقطبی دارای برخی فواصل هیپومانیا است.

افرادی که برای افسردگی ارزیابی می شوند باید ارزیابی برای طول عمر دوره‌های جنون یا هیپومانیک هم بر روی آنها انجام شود.

اختلال دوقطبی و مصرف مواد می توانند به هم مرتبط باشند

مصرف مواد معمولا تشخیص و درمان اختلال دوقطبی را با چالش روبرو می کند. مصرف مواد در واقع شریک جرم اختلال دوقطبی است. برخی مطالعات نشان داده اند که ۶۰ درصد از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی الکل یا مواد هم مصرف می کنند. عدم ترک مواد مخدر می تواند باعث شود کنترل علائم اختلالات دوقطبی عملا غیرممکن شود (اگر هر دو اختلال وجود داشته باشند).

همچنین در افرادی که پیوسته مواد مصرف می کنند ممکن است تشخیص این بیماری دشوار شود چرا که مصرف مواد خود موجب نوسان در خلق و خو می شود.

موادی نظیر الکل و کوکائین می توانند باعث پنهان شدن اختلال دوقطبی شوند. به عنوان مثال افرادی که کوکائین مصرف می کنند وقتی اصطلاحا سرخوش می شوند از خود نوعی جنون نشان می دهند، یا وقتی که مواد به دستشان نمی رسد دچار «شکست» افسردگی می شوند.

برخی افراد مبتلا به اختلال دوقطبی از مواد یا الکل به عنوان بخشی از تکانشگری و بی‌پرواییِ جنون استفاده می کنند. برخی دیگر اختلال استفاده مستقل از مواد دارند، که خود نیاز به درمان دارد.

مصرف مواد ممکن است باعث افزایش تکرار دوره‌های دوقطبی (جنون و افسردگی) یا شدیدتر شدن آن شود و درمان‌هایی که برای اختلال دوقطبی استفاده می شوند معمولا برای افرادی که الکل یا مواد مصرف می کنند کمتر تاثیرگذار است.

آیا دختر یا پسر نوجوان شما مبتلا به اختلال دوقطبی است؟

اختلال دوقطبی معمولا در اواخر نوجوانی شروع به نمایان شدن می کند. این بیماری در دوره‌های نوجوانی بسیار شدید است؛ معمولا شدت آن در نوجوانان نسبت به افراد بالغ بیشتر است. خطر خودکشی در نوجوان‌های مبتلا به اختلال دوقطبی بسیار بالاست.

متاسفانه عدم تشخیص و درمان اختلال دوقطبی در نوجوان‌ها بسیار رایج است. تا حدی علت این امر آن است که اگرچه ممکن است علائم در نوجوانان شروع شود اما معمولا تحت درمان مناسبِ اختلال دوقطبی قرار نمی گریند.

برخی متخصصین فکر می کنند اختلال دوقطبی ممکن است به اشتباه در کودکان و نوجوانان کم‌سن‌تر تشخیص داده شود، مخصوصا وقتی که علائم تنها شامل نوسان خلقی یا رفتارهای مخرب باشد نه تغییر در الگوی خواب یا انرژی. تا حدی به همین علت، تشخیص «اختلالِ ناهنجاری خلقی مخرب» در مورد نوجوانانی به کار می رود که عمدتا شامل کج خُلقی و نوسانات اخلاقی است.

علائم این بیماری در نوجوانان ممکن است غیرمعمول باشد- نه یک «افسردگی شیدایی» ساده. اختلال کم‌توجهی- بیش‌فعالی(ADHD)، اختلالات اضطراب، و مصرف مواد معمولا منجر به سخت شدن تشخیص می شوند.

برخی علائم که احتمال ابتلا به این بیماری را در نوجوان نشان می دهند عبارتند از:

  • دوره‌های غیرمشخصِ عصبانیت و پرخاشگری
  • بزرگ‌نمایی و اعتمادبنفس بیش از حد
  • زود به گریه افتادن، و ناراحتی و غمگینی مکرر.
  • نیاز به خواب اندک برای رفع خستگی
  • رفتار تکانشی نامشخص
  • بدخلقی (تغییر مکرر خلق و خو)
  • سردرگمی و بی اعتناییا

علائم دیگری که ممکن است نشان دهنده اختلال روانپزشکی باشند و نیاز به ارزیابی دارند عبارتند از احساس خفگی، پرخوری، نگرانی شدید، و اضطراب. تشخیص‌های دیگر علاوه بر اختلال دوقطبی که باید در تعیین چنین علائمی لحاظ شوند شامل این موارد هستند: افسردگی عمده تک‌قطبی، اختلالات اضطرابی، اختلالات مصرف مواد، اختلالات سازگاری، اختلال کم‌توجهی- بیش‌فعالی، و اختلالات شخصیتی نظیر اختلال شخصیتی مرزی.

باید به یاد داشته باشیم گاهی برخی از این علائم ممکن است در افراد بالغ و نوجوان سالم مشاهده شود. زمانی باید به آن توجه کرد که با گذشت زمان یک الگو تشکیل شود و در زندگی روزمره اختلال ایجاد کند. کودکانی که در آنها علائم اختلال دوقطبی دیده می شود باید توسط روانپزشک یا روانشناسی که تخصص آنها اختلال خلقی است ارزیابی شوند.

بیماری دوقطبی چیست؟

بیماری دوقطبی که به آن افسردگی شیدایی هم گفته می شود یک بیماری روحی مضمن است. این اختلال در صورت عدم درمان ممکن است منجر به رفتار خطرآمیز، آسیب به روابط اجتماعی و شغل، و حتی منجر به تمایلات خودکشی شود.

از ویژگیهای این بیماری تغییرات شدید در خلق و خو است. بین این دوره‌های اخلاقی شخصی که مبتلا به اختلال دوقطبی است ممکن است حالت‌های رفتار معمولی را هم تجربه کند.

منظور از «شیدایی یا جنون» دوره‌هایی از سرخوشی، عدم استراحت، انرژی زیاد، پرگویی، بی‌پروایی و قدرت است. افراط در خرج کردن و رابطه جنسی پرخطر نیز ممکن است رخ دهد. گاهی این تغییر شدید خلق و خو می تواند وارد مرحله بدتری شود- تحریک، سردرگمی، خشم، احساس گرفتار شدن.

«افسردگی» حالت مقابل را توصیف می کند – غم، گریه، احساس بی‌ارزش بودن، نداشتن انرژی، نداشتن میل (جنسی) مشکلات خواب.

اما چون الگوی بالا و پایین بودن الگوها در افراد مختلف فرق دارد، تشخیص اختلال دوقطبی امر دشواری است. در برخی افراد جنون یا افسردگی ممکن است هفته ها یا حتی ماه‌‌ها طول بکشد (به ندرت پیش آمده است که یک سال و بیشتر هم طول کشیده باشد). در برخی افراد هم اختلال دوقطبی به شکل دوره‌های مکرر و کوتاه‌تر خود را نشان داده است.

متخصصین می گویند دوره های جنون گاهی می تواند بسیار سازنده باشد. افرادی که دوره جنون را طی می کنند ممکن است فکر کنند همه چیز عالیست و مشکلی وجود ندارد. اما خطر زمانی پیش می آید که جنون شدیدتر شود. تغییرات ممکن است بسیار قابل توجه باشند و در رفتار بی‌پروا، بی‌قیدی جنسی، خطرات کاری یا شخصیتی دیگر و بی‌مسئولیتی مالی خود را نشان دهند.

مراحل افسردگی نیز می توانند به اندازه هم خطرناک باشند. شخص ممکن است پیوسته به فکر خودکشی باشد.

اگر شخصی هستید که می دانید افکاری در مورد مرگ یا خودکشی در ذهنتان می گذرد، با متخصص مراقبت پزشکی، معشوقه، دوست خود صحبت کنید و یا فورا ۱۱۵ را شماره‌گیری کنید.

اختلال دوقطبی برای خانواده‌هایی که تحت تاثیر آن قرار گرفته اند به همان اندازه دشوار است. طبق گفته برخی متخصصین این شرایط ییک از دشوارترین بیماریهای روحی است و خانواده‌ها به سختی می توانند آن را بپذیرند. وقتی یک فرد گاهی بسیار سازنده و گاهی بسیار غیرمنطی است، این بیشتر شبیه به یک بیماری است نه یک رفتار بد.

وقتی چنین شرایطی را در خود یا اطرافیان خود مشاهده کردید اولین گام این است که به سراغ یک روانپزشک بروید. خواه اختلال دوقطبی یا هر مساله اخلاقی دیگر باشد، درمان‌های موثری برای آن وجود دارد. نکته مهم این است که شما بیماری را تشخیص داده اید و حالا به دنبال درمان آن هستید.

دلایل این بیماری

پزشکان هنوز کاملا نمی دانند علت اختلال دوقطبی چیست. اما در سال های اخیر درک بهتری در مورد طیف دوقطبی بدست آمده است، که از افسردگی عمده تا جنون را شامل شده و حالت‌های بین این دو حد را نیز دربر‌می‌گیرد.

بیماری دوقطبی معمولا ارثی است و به نظر می رسد یک بخش ژنتیکی از این اختلال خلق و خو می باشد. شواهد زیادی هم نشان می دهد که مشکلات محیط و سبک زندگی بر روی شدت اختلال تاثیر دارند. رخدادهای تنش‌زا – یا مصرف الکل و مواد – باعث می شوند درمان اختلال دوقطبی سخت‌تر شود.

مغز و اختلال دوقطبی

متخصصین معتقدند اختلال دوقطبی تا حدی به علت مشکلات مدارات مغزی و عملکرد مواد شیمیایی درون مغز به نام انتقال‌دهنده‌های عصبی است.

سه ماده شیمیایی – نورآدرنالین، سروتونین ، و دوپامین – هم در عملکردهای بدن و هم مغز دخیل هستند. نوآدرنالین‌ و سروتونین با اختلالات اخلاقی روانی نظیر افسردگی و اختلال دوقطبی ارتباط دارند. مسیرهای عصبی در نواحی مغزی که فشار و احساسات را کنترل می کنند توسط دوپامین تنظیم می شوند.

اختلالات مدارهایی که در نواحی دیگر مغزی با استفاده از دوپامین ارتباط دارند برای روان‌پریشی و اسکیزوفرنی متصل به نظر می رسند؛ یک اختلال روحی شدید که تحریف در واقعیت و الگوهای فکری غیرمنطقی جزو مشخصه‌های آن است.

سروتونین شیمیایی مغز به برخی عملکردهای بدن مرتبط است، از جمله خواب، ضعف، خوراک، فعالیت جنسی، تکانشگری، یادگیری و حافظه. محققین معتقدند عملکرد غیرمعمول مدارات مغزی از سروتونین به عنوان پیام‌رسان شیمیایی استفاده می کنند در اختلالات خلقی نقش دارد (افسردگی و اختلال دوقطبی).

آیا این بیماری یک مشکل ژنتیکی است؟

مطالعاتی که بر روی بمیارات دوقطبی و خویشاوندان آنها انجام شده است نشان می دهد که اختلال دوقطبی یه بیماری ارثی است. شاید بتوان گفت متقاعد‌کننده‌ترین داده ها مربوط به مطالعات دوقلوهاست.

در مطالعات دوقلو‌ها دانشمندان گزارش کرده اند که اگر یکی از دوقلوها اختلال دوقطبی داشته باشد دوقلوی دیگر هم به احتمال بیشتری نسبت به اعضای دیگر خانواده دچار اختلال دوقطبی می شود. محققین به این نتیجه رسیده اند که احتمال اینکه فرد دوقلویی که همتایش اختلال دوقطبی دارد دچار این بیماری شود حدود ۴۰ الی ۷۰ درصد است.

در مطالعات بیشتری که در دانشگاه جان هاپکینز انجام شده است محققین با همه وابستگان درجه اول بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی درجه یک و درجه دو را مصاحبه کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که اختلال دوقطبی درجه دو در خانواده‌ها تاثیرگذاری بیشتری داشته است.

محققین دریافتند که ۴۰ درصد از کل ۴۷ وابسته درجه اول بیماران دوقطبی درجه دو مبتلا به دوقطبی درجه دو بوده اند؛ ۲۲ درصد از کل ۲۱۹ خویشاوند درجه یک بیماران دوقطبی درجه ۱ اختلال دوقطبی درجه ۲ داشته اند. اما از بین بیماران مبتلا به دوقطبی درجه دو، محققین تنها یک خویشاوند مبتلا به اختلال درجه یک یافته اند. آنها به این نتیجه رسیده اند که دوقطبی درجه دو هم در خانواده‌های دوقطبی درجه یک و هم درجه دو بیشتر به چشم خورده است.

مطالعات دانشگاه استنفورد که مجموعه ژنتیک اختلال دوقطبی را بررسی می کرد به این نتیجه رسید که کودکانی که در خانواده خود یک بیمار مبتلا به به این بیماری درجه یک و درجه دو دارند به احتمال بیشتری دچار اختلال دوقطبی می شوند. در این مطالعه محققین گزارش کرده اند که ۵۱ درصد برادران یا خواهران یک فرد مبتلا به دوقطبی دچار اختلال روانی بوده اند، که اکثرا افسردگی عمده، افسردگی مضمن، اختلال دوقطبی یا کم‌توجهی- بیش‌فعالی است.

جالب است که بیماران دوقطبی در این مطالعه که سابقه کم‌توجهی بیش‌فعالی در کودکی داشته اند به احتمال زیاد کودکانی مبتلا به اختلال دوقطبی یا کم‌توجهی بیش‌فعالی خواهند داشت.

در یافته‌های دیگر، محققین گزارش کرده اند که وابستگان درجه یک یک شخص مبتلا به اختلال دوقطبی درجه یک یا دو بیشتر از افرادی که در خانواده خود فرد مبتلا به این بیماری ندارند، در خطر ابتلا به افسردگی عمده هستند. یافته های علمی نشان می دهد که خطر اختلالات موثر در وابستگان خانواده‌هایی که فردی با اختلال دوقطبی دارند بسته به تعداد وابستگان مبتلا می تواند افزایش یابد.

محیط و سبک زندگی چه نقشی در این بیماری دارد؟

علاوه بر تاثیر ژنتیک در اختلال دوقطبی، تحقیقات نشان می دهد که کودکان مبتلا به بیماریهای دوقطبی معمولا در عومل تنش‌زای محیطی هستند. زندگی کردن با والدینی که دارای نوسانات خلقی هستند، مصرف مواد یا الکل، بی‌احتیاطی جنسی و مالی، و بستری شدن جزو این عوامل هستند.

اگرچه اکثر بچه های والدین مبتلا به دوقطبی خود مبتلا به این بیماری نمی شوند، اما برخی بچه‌های والدینی که اختلال دوقطبی دارند ممکن است به اختلالات روانی مختلفی نظیر افسردگی عمده، اسکیزوفرنی یا مصرف مواد دچار شوند.

عوامل تنش‌زای محیطی در شروع دوره های بیماری دوقطبی در افرادی که استعداد ژنتیکی دارند، نقش مهمی ایفا می کند. به عنوان مثال کودکانی که در یک خانواده مبتلا به دوقطبی رشد می کنند با والدینی هستند که نمی توانند احساسات خود را کنترل کنند. برخی بچه ها ممکن است با سوء‌رفتارهای فیزیکی یا کلامی روبرو شوند اگر والدین مبتلا به دوقطبی درمان نشوند و یا از مواد و الکل استفاده کنند.

آیا بی خوابی می تواند علائم این بیماری را تشدید کند؟

برخی یافته ها نشان می دهد که افراد مبتلا به اختلال دوقطبی در مشکلات چرخه خواب و بیداری استعداد ژنتیکی دارند که ممکن است موجب بروز علائم افسردگی و جنون شود.

اما مشکل افراد مبتلا به اختلال دوقطبی این است که بی خوابی ممکن است منجر به دوره‌های بدخلقی نظیر جنون شود. نگرانی در مورد بی خوابی می تواند اضطراب را افزایش دهد، لذا اختلال دوقطبی نیز با آن شدیدتر شود. وقتی یک شخص با مشکل خواب و اختلال دوقطبی وارد وضعیت جنون می شود، نیاز به خواب باز هم کاهش پیدا می کند.

در یک مطالعه محققین با ۳۹ بیمار دوقطبی با دوره‌های افسردگی و چنون اولیه را جهت تعیین وجود وقفه‌های ریتم اجتماعی در طول دو ماه قبل از شروع بدخقی مصاحبه کرده اند. (اختلال ریتم اجتماعی نوعی اختلال در رویه روزانه است، نظیر خواب، خوراک، تمرین یا تعامل با افراد دیگر، که می تواند بر روی الگلوهای فعالیت مغزی که به تنظیم خلق و خو مربوط می شوند تاثیر بگذارد).

در هنگام مقایسه نتایج داوطلبان گروه تحت کنترل، محققین به این نتیجه رسیده اند که اکثر افراد متبلا به این بیماری حداقل یک اختلال ریتم اجتماعی را قبل از شروع دوره بدخلقی عمده تجربه می کنند. علاوه براین، محققین دریافته اند که اختلال ریتم اجتماعی در بیماران دوقطبی تاثیر بیشتری نسبت به بیماران افسردگی دارد. یافته‌های آنها به این نتیجه رسیده است که ۶۵% از بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی هشت هفته قبل از شروع دوره جنون حداقل یک اختلال در ریتم روزانه خود داشته اند.

اگر در خوابیدن و خواب ماندن مشکل دارید حتما به پزشک مراجعه کنید. چند داروی خواب غیراعتیاد‌آور وجود دارد که به حل مشکلات خواب کمک می کند. همچنین، دوره درمانی رفتارشناختی برای بیماران مبتلا به این بیماری که مشکل خواب یا اضطراب یا ترس از خواب کم دارند مفید است.

تشخیص اختلال دو قطبی

تشخیص اختلال دوقطبی

پزشکان در درک خلق و خوهای مختلف در اختلال دوقطبی پیشروی قابل توجهی داشته اند و تشخیص دقیق می دهند. مدت زیادی از آن روزها نگذشته است اختلال دوقطبی با اختلالات دیگری نظیر افسردگی تک قطبی یا اسکیزوفرنی اشتباه گرفته می شد (یک بیماری روحی با علائم گفتار بی‌ربط، وهم و خیال).

امروه با درک بهتر اختلالات روانی پزشکان توانسته اند علائم فسردگی دوقطبی، هیپومانیا و جنون را تشخیص دهند و در اکثر حالات اختلال را با شیوه های درمانی دوقطبی به خوبی درمان کنند.

اکثر ما با تست های خون یا دیگر سنجش‌های آزمایشگاهی که به پزشکان کمک می کند تشخیص دقیق تری انجام دهند آشنا هستیم. اما اکثر تست های آزمایشگاهی و تست های تصویربرداری در تشخیص اختلال دوقطبی بی‌فایده هستند.

در واقع اکثر ابزارهای تشخیص می توانند به راحتی در مورد نوسانات خلقی، رفتارها و عادت‌های روزمره برای پزشک گویا باشند.

اگرچه تست فیزیکی می تواند وضعیت کلی سلامت فرد را نشان دهد، اما پزشک باید از بیماران در مورد علائم دوقطبی بشوند تا بتواند تشخیص و درمان خوبی برای اختلال دوقطبی ارائه دهد.

برای دانستن شیوه تشخیص بیماری دوقطبی یک پزشک باید چه کار کند؟

تشخیص اختلال دوقطبی تنها از طریق یادداشت دقیق علائم، از جمله شدت، مدت و دفعات آن صورت می گیرد. نوسانات خلقی روزمره یا لحظه به لحظه ضرورتا نشان دهنده تشخیص اختلال دوقطبی نیستند. علائم بیمار کاملا با استفاده از معیارهای بخصوصی که در راهنمای آماری و تشخیص علائم اختلالا روحی یا DSM-5 ارائه شده است ارزیابی می شوند.

در تشخیص این اختلال روانشناس یا هر متخصص روانی دیگر سوالاتی در مورد سوابق فردی یا خانوادگی بیماری روحی یا بیماری دوقطبی یا اختلالات خلقی می پرسد. به علت اینکه اختلال دوقطبی گاهی ریشه ژنتیکی دارد، سوابق خانواده می تواند به امر تشخیص کمک کند (اما اکثر افراد مبتلا به این بیماری در خانواده خود سابقه این بیماری را ندارند).

همچنین، پزشک سوالاتی در مورد علائم دوقطبی از شما می پرسد. سوالات دیگر ممکن است بر روی استدلال، حافظه، تونایی شرح حال خود و توانایی حفظ روابط متمرکز باشد.

آیا بیماریهای دیگری وجود دارند که همان علائم اختلال دوقطبی را داشته باشند؟

نوسانات خلقی و رفتار تکانشی گاهی می تواند بازتاب مسائل روانی غیر از اختلال دوقطبی باشد، از جمله:

  • اختلالات مصرف مواد
  • اختلال شخصیت مرزی
  • اختلالات رفتاری
  • اختلالات کنترل تکانشی
  • اختلال بی‌توجهی- بیش‌فعالی
  • برخی اختلالات اضطرابی نظیر اختلال استرس پساسانحه.

روان‌پریشی (هذیان و توهم) نه تنها در این بیماری بلکه در وضعیت‌های دیگری از جمله اسکیزوفرنی یا اختلال اسکیزوافکتاتیک تاثیرگذار است. علاوه براین، افراد مبتلا به اختلال دوقطبی معمولا مشکلات روانی دیگری هم دارند، از جمله اختلالات اضطراب (شامل اختلال هراس، اختلال اضطراب عمومی، و اختلال اضطراب اجتماعی) ، اختلالات مصرف مواد یا اختلالات شخصیتی که ممکن است ظاهر بیماری را پیچیده کنند و خود نیاز به درمان جداگانه دارند.

برخی بیماریهای غیرروانی نظیر تیروئید، لوپوس، ایدز و عفونت‌های دیگر و سیفیلیس ممکن است علائمی داشته باشند که مشابه علائم اختلال دوقطبی است. این می تواند چالش های دیگری را در تشخیص و تعیین شیوه درمان بیماری ایجاد کند.

مشکلات دیگر معمولا مشابه جنون هستند اما عللی غیر از اختلال دوطقی را بازتاب می دهند. تغییرات رفتاری یکی از نمونه هایی است که به علت داروهای استروید نظیر پریدنیسون ایجاد می شود (از این دارو برای درمان بیماریهای التهاب نظیر آرتریت روماتوئید و آسم ، صدمات اسکلتی عضلانی یا سایر مشکلات پزشکی).

قبل از اینکه پیش پزشک بروم باید چه کارهایی انجام دهم؟

قبل از رفتن پیش پزشک می توانید علائمی که احساس می کنید افسردگی، جنون یا هیپومانیا را نشان می دهند یادداشت کنید. نباید صرفا بر خلق و خو تمرکز کنید بلکه باید به تغییرات در خواب، انرژی، فکر کردن، گفتار و رفتار هم توجه شود.

مطالعه سابقه دقیق خانواده و بستگان هم قبل از رفتن به دکتر می تواند مفید باشد. سابقه خانوادگی در کمک به تشخیص احتمالی و توصیف درمان‌های مناسب بسیار مفید خواهد بود.

علاوه براین، همسر (یا دیگر اعضای خانواده) و یا دوست نزدیک خود را با خود به مطب پزشک ببرید. گاهی یک عضو خانواده یا یک دوست ممکن است از رفتارهای غیرمعمولی شخص اطلاع بیشتری داشته باشند و بتوانند آن را برای پزشک شرح دهند. قبل از رفتن پیش پزشک به موارد زیر فکر کنید:

  • مشکلات فیزیکی و روحی.
  • علائمی که متوجه آنها شده اید.
  • رفتارهای غیرمعمولی که داشته اید.
  • بیماریهای گذشته
  • سابقه بیماری روحی خانواده (اختلال دوقطبی، افسردگی، جنون، اختلال موثر فصلی و غیره).
  • داروهایی که حالا و در گذشته مصرف کرده اید (همه داروها را با خود پیش پزشک ببرید).
  • مکمل‌های غذایی طبیعی که مصرف می کنید (با خود پیش پزشک ببرید).
  • عادت‌های روزمره (ورزش، رژیم غذایی، سیگار، مصرف الکل، مصرف مواد تفریحی)
  • عادت‌های خواب
  • دلایل استرس در زندگی روزمره (ازدواج، کار، روابط)
  • سوالاتی که در مورد اختلال دوقطبی از خود می پرسید

پزشک برای تشخیص این بیماری از چه تست‌هایی استفاده می کند؟

احتمالا از شما می خواهد یک پرسشنامه یا چک‌لیست را پر کنید که وقتی در مصاحبه بالینی علائم خلق و خوی شما را ارزیابی می کند از آن بهره ببرد. علاوه براین پزشک ممکن است از شما بخواهد تست خون یا ادرار بدهید تا علل دیگر علائم مشخص شود.

در غربالگری سم‌شناسی، خون، ادرار یا مو جهت مشخص شدن وجود مواد بررسی می شوند. تست‌های خون شامل چک کردن سطح هرمون تحریک تیروئید هستند، زیرا افسردگی گاهی به عملکرد تیروئید مربوط می شود.

آیا اسکن‌های مغزی یا تست‌های عکس‌برداری به تشخیص این بیماری کمک می کند؟

اگرچه پزشکان برای تشخیص این بیماری متکی به اسکن های مغز یا تست های عکس‌برداری نیستند، اما برخی تست های عکس‌برداری عصبی با تکنولوژی بالا می تواند به پزشکان کمک کند تشخیص عصبی خوبی انجام دهند و به علائم روانی دست یابند. لذا گاهی سی‌تی‌اسکن یا ام.‌آر‌آی برای بیمارانی که تغییر ناگهانی در فکر، اخلاق یا رفتار دارند توصیه می شود تا پزشک مطمئن شود بیماری عصبی علت اصلی اختلال نیست.

طبق گفته موسسه ملی سلامت روانی، مطالعاتی برای بررسی اینکه آیا مطالعات الکتروانسفالوگرام‌ها و ام.‌آر.آی مغز می تواند تفاوت بین این بیماری و سندروم‌های رفتاری مربوطه را آشکار کند یا خیر. اما اختلال دوقطبی هنوز به تشخیص بالینی نیاز دارد و هیچ عکس‌برداری یا تست‌های آزمایشگاهی دیگری هنوز نتوانسته اند با اطمینان تشخیصی انجام دهند یا به درمان کمک کنند.

اگر متوجه شوم که یکی از اطرافیان دچار اختلال دوقطبی است باید چه کار کنم؟

اگر احساس کردید یکی از اطرافیان شما دچار این بیماری است با او در مورد مساله صحبت کنید. از او بپرسید آیا مایل است یک وقت ملاقات با پزشک تعیین کند. در اینجا برخی نکات در این باره ارائه شده اند:

  1. به پزشک بگویید که این مشکل جدید است و او باید وقت کافی برای آزمایش بدهد.
  2. نگرانی‌های خود را روی یک کاغذ یادداشت کنید تا چیزی از یادتان نرود.
  3. به مسائل افسردگی دوقطبی، هیپومانیا یا جنون بیشتر توجه کنید.
  4. جزئیات خاصِ علائم خلق و خوی و رفتارها را به پزشک بگویید.
  5. هرگونه تغییرات اخلاقی، مخصوصا خشم، افسردگی و پرخاشگری را توضیح دهید.
  6. تغییرات شخصیتی، مخصوصا سرخوردگی ، پارانویا، خیال و توهم را توضیح دهید.
  7. حتما به مصرف مواد یا الکل توسط فرد اشاره کنید، زیرا اینها می توانند موجب تغییرات اخلاقی شوند و اگر بیان نشود با علائم اختلال دوقطبی اشتباه گرفته می شود.
  8. داروهایی که مصرف می کنید را پیش پزشک ببرید. برخی داروها تاثیرات منفی بر روی اخلاق دارند و در درک علائم تاثیر دارند.

اختلال دوقطبی: چه کسی در خطر است؟

در اختلال دوقطبی که به آن افسردگی شیدایی هم گفته می شود  فرد دوره‌هایی از تغییر در خلق و خو و انرژی و دفعات افسردگی دارد. افراد مبتلا به این بیماری معمولا همراه با یک یا چند دوره ترکیبی یا جنون دچار یک یا چند دوره افسردگی عمده هم می شوند.

جنون دوقطبی یک وضعیت طولانی از اضطراب شدید همراه با انرژی بیش از حد است. علائم افزایش جنون شامل افزایش انرژی، افکار رقابتی و گفتار سریع ، پرگویی، پریشانی ، رفتار بی پروا و پرخاشگرانه ، افکار بزرگنمایی ، کاهش نیاز به خواب ، احساس شکست ناپذیری ، نامناسبت جنسی از جمله خیانت ، پول خرج کردن بیش از حد و اعتماد به نفس اغراق آمیز می باشد.

افسردگی دوقطبی یک وضعیت طولانی (حداقل دوهفته یک بار) با سطح انرژی پایین و غمگینی یا تحریک‌پذیری است. علائم افسردگی دوقطبی شامل نگرش بدبینانه ، ترک اجتماع ، افکار مرگ یا خودکشی ، اندوه شدید و تحریک پذیری است.

علائم افسردگی یا جنون گاهی همزمان در یک دوره اتفاق می افتد. یعنی ممکن است شخصی هر دو علائم را داشته باشد. وقتی چنین چیزی اتفاق می افتد باید دوره دارای «ویژگیهای ترکیبی» باشد.

عبارت «چرخه سریع» برای توصیف شیفت‌های سریع اخلاقی لحظه‌ای استفاده نمی شود، بلکه الگویی است که وقتی بیمار چهار یا بیش از چهار دوره مجزای افسردگی، جنون و/ یا ویژگیهای ترکیبی را در یک سال دارد، رخ می دهد. مدت زمانی که اخلاق عوض می شود ممکن است از چند روز تا یک ماه باشد.

چه عللی موجب این بیماری می شوند؟

اگرچه علت دقیق این بیماری هنوز پیدا نشده است اما دانشمندان ثابت کرده اند که اختلال دوقطبی یک ریشه ژنتیکی دارد، به این معنی که اختلال از والدین به ارث می رود. برخی تحقیقات می گویند چند فاکتور در ایجاد عملکرد غیرطبیعی بردارهای مغزی تاثیر دارند که منجر به علائم بیماری دوقطبی افسردگی عمده و جنون می شوند. استرس، مصرف مواد یا الکل و بی خوابی جزو فاکتورهای محیطی هستند.

چه کسی در خطر بیماری اختلال دوقطبی است؟

بیش از ۵.۷ میلیون آمریکایی مبتلا به این بیماری هستند (منبع). این بیماری تاثیر یکسانی بر روی مرد و زن دارد، و همچنین در نژاد‌ها، گروه‌های قومی و دسته‌های اجتماعی- اقتصادی تفاوتی ندارد.

اگرچه مردان و زنان به یک اندازه تحت تاثیر اختلال دوقطبی هستند، اما چرخش سریع در زنان بیشتر به چشم می خورد. زنان دوره های افسردگی و وضعیت ترکیبی را نیز بیشتر از مردان تجربه می کنند. اولین تجربه مرد از این بیماری ممکن است یک وضعیت جنون باشد؛ اما زنان ابتدا وضعیت افسردگی را تجربه می کنند.

این بیماری ممکن است در هر سنی ظاهر شود، اما معمولا حدود ۲۵ سالگی پیش می آید.

آیا اختلال دوقطبی ارثی است؟

مطالعات زیادی نشان داده اند که افراد مبتلا به اختلال دوقطبی حداقل یک خویشاوند نزدیک مبتلا به افسردگی یا اختلال دوقطبی دارند.

کودکانی که یکی از والدین آنها مبتلا به این بیماری هستند حدود ۱۰ الی ۲۵ درصد احتمال ابتلا به این بیماری را دارند؛ کودکانی که هر دوی والدین آنها مبتلا به این اختللا هستند ۱۰ الی ۵۰ درصد احتمال ابتلا به این بیماری را دارند. اگر یکی از دوقلوهای غیرمشابه مبتلا به اختلال دوقطبی باشند احتمال اینکه همزاد او هم به بیماری دچار شود، ۱۰ الی ۲۵ درصد است.

مطالعات دوقلوهای مشابه نشان می دهد که ژنتیک‌ تنها فاکتوری نیست که تعیین می کند چه کسی در خطر این بیماری است. به علت اینکه دوقلوهای مشابه ژن‌های یکسانی دارند اگر اختلال دوقطبی ارثی باشد در این صورت همه دوقلوهای مشابه اختلال یکسانی خواهند داشت.

اما محققین دریافته اند که اگر یکی از دوقلوهای مشابه مبتلا به این بیماری باشد احتمال اینکه دیگری هم مبتلا شود در بازه س۴۰ الی ۷۰ درصد است. بسیار مهم است که توجه داشته باشیم اختلال دوقطبی در افراد مختلف یک خانواده به شکل های مختلفی خود را نشان می دهد.

دانشمندان معتقدند اختلال دوقطبی احتمالا تنها به واسطه یک ژن نیست و ژن های متعددی در این امر دخالت دارند، و هرکدام بخشی از آسیب‌پذیری را موجب می شوند، به طوری که همراه با فاکتورهای محیطی نظیر استرس، عادت‌های سبک زندگی و خواب منجر به بیماری میشوند.

دانشمندان در حال تلاش برای شناسایی این ژن‌ها هستند و این به پزشکان کمک می کند تشخیص بهتری انجام دهند و اختلال را بهتر درمان کنند.

آیا عادت‌های سبک زندگی می توانند خطر این بیماری را افزایش دهند؟

بی خوابی خطر ایجاد دوره جنون را در افردا مبتلا به اختلال دوقطبی افزایش می دهد. علاوه براین، داروهای ضدافسردگی مخصوصا زمانی که به عنوان تنها دارو مصرف شوند ممکن است منجر به تغییر به وضعیت جنون شوند.

استفاده بیش از حد از مواد یا الکل نیز می تواند موجب شروع علائم بیماری دوقطبی شود. تحقیقات نشان داده اند که حدود ۵۰ درصد از مبتلایان به اختلال دوقطبی مواد یا الکل مصرف می کنند. معمولا علت مصرف مواد توسط بیماران، کاهش احساسات ناخوشایند در طول دوره بدخلقی است.

آیا استرس محیطی می تواند خطر اختلال دوقطبی را افزایش دهد؟

افراد گاهی بواسطه یک رخداد ناخوشایند‌ یا تنش‌آفرین در زندگی به اختلال دوقطبی دچار می شوند. عامل‌های محیطی شامل تغییرات فصلی، تعطیلات، و تغییرات شدید در زندگی باشند از جمله شروع یک کار جدید، بیکار شدن، رفتن به دانشگاه، اختلاف با خانواده، ازدواج، یا مرگ اعضای خانواده. استرس به تنهایی نمی تواند موجب اختلال دوقطبی شود.

اما در افرادی که آسیب پذیری بیولوژیکی به اختلال دوقطبی دارند داشتن مهارت‌های کارامد برای مدیریت استرس‌های زندگی می تواند به حفظ سلامت سبک زندگی و پرهیز از اموری که منجر به این بیماری شوند، کمک کند.

کودکان و نوجوانان مبتلا به این بیماری

اگرچه اختلال دوقطبی معمولا در نوجوانان بزرگتر و افراد بالغ جوان رخ می دهد، اما در کودکان ۶ ساله هم دیده شده است. در سال های اخیر به یک تشخیص بحث‌برانگیز تبدیل شده است. به اعتقاد برخی متخصصین این بیماری کمیاب است و اکثرا به اشتباه تشخیص داده می شود؛ برخی دیگر عکس این را می گویند.

تشخیص دیگر که به آن اختلال عدم سازگاری روان می گویند (DMDD) کودکان ۶ الی ۱۸ ساله را توصیف می کند که تحریک پذیری مداوم و تغییر شدید مزاج دارند و مطابقتی با تعریف قدیمی این بیماری ندارند.

لذا لازم است به سراغ نتیجه گیری برویم. اگر پزشک کودک شما را مبتلا به این بیماری تشخیص داده است شاید بخواهید قبل از شروع درمان پیش پزشک دیگری هم بروید. حتما با ارائه دهنده مراقبت بهداشتی کودک خود راحت باشید.

اختلال دوقطبی در کودکان کم‌ سن و سال تر

تشخیص اختلال دوقطبی در کودکان کم و سن و سال بسیار دشوار است زیرا بسیاری از علائم مشابه بیماری اختلال کم‌توجهی- بیش‌فعالی یا اختلالات رفتاری هستند – یا حتی ممکن است جزو رفتارهای معمولی بچگی باشد. یک مشکل این است که داروهای استفاده شده برای کم‌توجهی- بیش‌فعالی معمولا محرک هستند، که موجب شروع جنون یا اختلال دوقطبی می شوند.

بچه های کم سن و سال در مرحله جنون ممکن است بیشتر از افراد بالغ تحریک‌پذیر باشند؛ علائم روانی در آنها بیشتر دیده می شود، چیزهایی را می شنود و می بینند که واقعی نیستند. در طول یک دوره افسردگی بیشتر از افراد بالغ در مورد علائم فیزیکی نظیر درد گلایه می کنند.

یکی از تفاوت‌های اصلی این است که این بیماری در کودکان چرخه سریع‌تری دارد. دوره‌های افسردگی و جنون در افراد بالغ ممکن است بر مبنای هفته، ماه یا سال جدا شود، اما در کودکان می تواند یک روز باشد.

چگونه می توانم به کودکم که مبتلا به این بیماری است کمک کنم؟

به عنوان والدین کودکی که مبتلا به اختلال دوقطبی است کارهای زیادی می توانید برای آسایش او انجام دهید. در ادامه به برخی از این کارها اشاره کرده ایم:

  • از زمانبندی درمان تبعیت کنید. باید مطمئن شوید که داروها را مصرف می کند. از زمان‌سنج یا دفترچه یادداشت استفاده کنید و یا خودتان زمان مصرف دارو را یاداوری کنید. اگر در مدرسه هم نیاز به مصرف دارو دارد با معلم یا پرستار مدرسه صحبت کنید – ممکن است مدارس به دانش‌آموزان اجازه مصرف دارو ندهند.
  • مراقب عوارض جانبی باشید. اکثر داروهایی که برای اختلال دوقطبی هستند می شوند اساسا بر روی افراد بالغ تست شده اند و مطالعات کمی بر روی نوجوانان و کودکان صورت گرفته است. لذا بچه ها ممکن است بیشتر در معرض عوارض جانبی این داروها باشند، از جمله افزایش وزن و تغییرات در قند خون و کلسترول. از مراقب بچه خود بپرسید چه علائمی را مشاهده می کند. FDA یک اخطاریه در مورد این صادر کرده است که استفاده از برخی داروهای ضد افسردگی که برای درمان افسردگی استفاده می شود ممکن است خطر خودکشی را در کودکان، نوجوانان و افراد بالغ جوان تا ۲۴ سال افزایش دهد.
  • با معلمین کودک خود صحبت کنید. در برخی حالات کودک مبتلا به این بیماری شاید در مدرسه به کمک ویژه نیاز داشته باشد. شاید لازم باشد تکلیف کمتر و استراحت بیشتر به او داده شود. لذا با معلمین و مدیر مدرسه کودک باید در این باره صحبت کنید. در برخی حالات ممکن است لازم باشد مدتی کودک به مدرسه نرود، حداقل تا زمانی که علائم بیماری او ثابت می شوند.
  • یک رویه را حفظ کنید. کودکان مبتلا به این بیماری می توانند از یک زمانبندی روزانه استفاده کنند. در بیدار شدن، غذا خوردن، ورزش و رفتن به تخت خواب به آنها کمک کنید. در خانه برای کاهش استرس آنها هرکاری می توانید انجام دهید.
  • درمان خانواده را در نظر بگیرید. بیماری اختلال دوقطبی بچه برای کل اعضای خانواده ناخوشایند است. ممکن است تنش هایی در ازدواج شما ایجاد کند. بچه های دیگر ممکن است ندانند انجام چه کارهایی اشتباه است، یا از این همه توجهی که به او می شود دلخور شوند. رفتن به خانواده درمانی می تواند به تشخیص این مشکلات کمک کند.
  • تهدیدات خودکشی را جدی بگیرید. هیچ والدینی نمی خواهند به این فکر کنند که کودکشان روزی به خود آسیب بزند. اما متاسفانه اتفاق می افتد، حتی برای کودکان کم سن. لذا اگر کودک شما شروع به صحبت کردن درباره تمایل به مرگ یا نشان دادن رفتارهای مخاطره‌آمیز کرد، از این مساله چشم‌پوشی نکنید. هرگونه صلاح یا داروی خطرناکی که در خانه وجود دارد را از بین ببرید.

نوجوانان مبتلا به بیماری دوقطبی

در نوجوانان بزرگتر علائم و درمان اختلال دوقطبی بسیار مشابه افراد بالغ است. اما داشتن نوجوانی مبتلا به بیماری دوقطبی مشکلات متفاوتی را ایجاد می کند.

نوجوانان وقتی بزرگتر می شوند از اینکه تحت درمان هستند احساس ناخوشایندی دارند. لذا با آنها صحبت کنید. صادقانه همراه با پزشک در مورد گزینه های درمانی صحبت کنید. سعی نکنید در طول دوره درمان رابطه خصمانه با کودک خود ایجاد کنید.

مشابه افراد بالغ، در نوجوان‌ها نیز باید افراد مبتلا به اختلال دوقطبی از مواد و الکل پرهیز کنند، چرا که درمان را با مشکل روبرو می کند و ممکن است دوره های تغییر خلق و خو را هم شروع کند. خطرات مشکل مصرف مواد در نوجوانان در افرادی که مبتلا به این بیماری هستند بسیار بیشتر است. همچنین لازم است رویه های منظم برای خواب و بیداری حفظ شده و راهبردهای کارامدی برای مدیریت استرس و پریشانی اعمال شود.

منبع: لینک

 

مطلب پیشنهادی

اختلال دو قطبی در کودکان و نوجوانان

اختلال دو قطبی در کودکان و نوجوانان

جدول محتوااختلال دو قطبی در کودکان و نوجواناناختلال دو قطبی چیست؟دلیل ابتلا به اختلال دو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *